![]() |
![]() |
|
| زندگی شاید همین باشد یک فریب ساده کوچک آن هم از دست عزیزی که دنیا را برای او ..و جز با او نمی خواهی |
|
لالالالا لالا گل پونه
بيا كه بدون تو دل خونه بيا كه بدون تو تن خستم لبريز از حس جنونه لالالالا لالا گل لاله زندگي بي تو واسم محاله بيا از اون وقتي كه رفتي اين دل داره همش مي ناله گريه شده كار من و غصه شده همدم من قطره ي اشك تو چشام شده شريك غم من خونه بدون تو شده مثل يه زندون سوت و كور من موندم و هق هق واسه خاطره هاي جور واجور بيا كه با اومدنت تموم مي شه درد هاي من بيا كه وقتي تو باشي قشنگ مي شه دنياي من لالالالا لالا گل پونه بيا كه بدون تو دل خونه بيا كه بدون تو تن خستم لبريز از حس جنونه لالالالا لالا گل لاله زندگي بي تو واسم محاله بيا از اون وقتي كه رفتي اين دل داره همش مي ناله بدون كه تو هق هق من جز غم دوري حرفي نيست بدون دليل گريه هام جزبي تو بودن چيزي نيست براي من كه عاشقم عشق هميشگي تويي اون كه كنارش دل خوشم فقط تويي ،تويي ،تويي لالالالا لالا گل پونه بيا كه بدون تو دل خونه بيا كه بدون تو تن خستم لبريز از حس جنونه لالالالا لالا گل لاله زندگي بي تو واسم محاله بيا از اون وقتي كه رفتي اين دل داره همش مي ناله گريه شده كار من و غصه شده همدم من قطره ي اشك تو چشام شده شريك غم من خونه بدون تو شده مثل يه زندون سوت و كور من موندم و هق هق واسه خاطره هاي جور واجور بيا كه با اومدنت تموم مي شه درد هاي من بيا كه وقتي تو باشي قشنگ مي شه دنياي من لالالالا لالا گل پونه بيا كه بدون تو دل خونه بيا كه بدون تو تن خستم لبريز از حس جنونه لالالالا لالا گل لاله زندگي بي تو واسم محاله بيا از اون وقتي كه رفتي اين دل داره همش مي ناله بدون كه تو هق هق من جز غم دوري حرفي نيست بدون دليل گريه هام جزبي تو بودن چيزي نيست براي من كه عاشقم عشق هميشگي تويي اون كه كنارش دل خوشم فقط تويي ،تويي ،تويي لالالالا لالا گل پونه بيا كه بدون تو دل خونه بيا كه بدون تو تن خستم لبريز از حس جنونه لالالالا لالا گل لاله زندگي بي تو واسم محاله بيا از اون وقتي كه رفتي اين دل داره همش مي ناله |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 14:6 توسط حسین |
|
|
اونکه یه وقتی تنها کسم بود
تنها پناه دل بی کسم بود تنهام گذاشت و رفت از کنارم از درد دوریش من بیقرارم هوم ههوووووم خیال میکردم پیشم میمونه ترانه عشق واسم میخونه خیال می کردم یه همزبونه نمیدونستم نامهربونه هوم هووووووم با اینکه رفته اما هنوزم از داغ عشقش دارم میسوزم فکر و خیالش همش باهامه هرجا که میرم جلو چشامه جلو چشامه دلم میخواد تا دووم بیارم رو درد دوریش مرحم بزارم اما نمیشه راهی ندارم نمیتونم من طاقت بیارم نمیتونم من طاقت بیارم اونکه یه وقتی تنها کسم بود تنها پناه دل بی کسم بود تنهام گذاشت و رفت از کنارم از درد دوریش من بیقرارم هوم هووووووم خیال میکردم پیشم میمونه ترانه عشق واسم میخونه خیال می کردم یه همزبونه نمیدونستم نامهربونه هوم هووووووووم با اینکه رفته اما هنوزم از داغ عشقش دارم میسوزم فکر و خیالش همش باهامه هرجا که میرم جلو چشامه جلو چشامه دلم میخواد تا دووم بیارم رو درد دوریش مرحم بزارم اما نمیشه راهی ندارم نمیتونم من طاقت بیارم نمیتونم من طاقت بیارم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 19:22 توسط حسین |
|
|
وقتي دستام توي دستات
ميشينه حرفت به قلبم ميگيره وقتي نباشي همه چي بيرنگ و من مات وقتي خيره ام توي چشمات واسه من مثل يه گنجه بودنت پايان رنجه ميميرم از من اگه روزي عزيز دلت برنجه تو تو آغوش منو من توي آغوش خدا بي تو نه ستاره و نه قصه و شعر و صدا دست تو تو دستمه انگاري دنيا با منه آسمون و دريا و لحظه ي رويا با منه مگه ميشه بي تو بود؟ مگه ميشه بي تو نوشت؟ تويي كه همسفر جاده سخت سرنوشت ميمونيم تا آخرش با همو از هم ميخونيم فاصله يه دريا هم باشه ما عاشق ميمونيم وقتي دستام توي دستات ميشينه حرفت به قلبم ميگيره وقتي نباشي همه چي بيرنگ و من مات وقتي خيره ام توي چشمات واسه من مثل يه گنجه بودنت پايان رنجه ميميرم از من اگه روزي عزيز دلت برنجه |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم آبان 1386ساعت 15:55 توسط حسین |
|
|
گفتم نرو پر پر میشم
گفتی می خوام رها باشم گفتم آخه عاشق شدم گفتی می خوام تنها باشم گفتم دلم گفتی بسوز گفتم یه عمری باز هنوز گفتم پس عمرم چی میشه گفتی هدر شد شب و روز گفتم آخه داغون میشم |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 16:3 توسط حسین |
|
|
دلو از دنيا بريدم، اين همه سختي كشيدم
امان از دست تو اي واي، ببين به كجا رسيدم يه روزي يه روزگاري،همهي عشق من اين بود بشم همون كه تو ميخواي، فرصتم ندادي اي واي يه روز ميشه تنها بموني، اونوقته قدرمو بدوني اما اون روز خيلي ديره، كاش ميشد اينو بدوني بدوني هيشكي نميتونه مثل من عاشقت بمونه آخه تنهايي خيلي سخته اينو دلت نميدونه ديگه نميخوام من دستاتو ديگه نميخوام من اشكاتو ديگه از قلبم تو رفتي، تو رفتي، عزيزم ديگه نميخوام عاشق باشم ديگه نميخوام صادق باشم ديگه از قلبم تو رفتي، تو رفتي ،عزيزم اي واي |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 20:19 توسط حسین |
|
|
به همین سادگی رفتی
بی خداحافظ عزیزم سهم تو شد روز تازه سهم من اشک که بریزم به همین سادگی کم شد عمر گلبوته تو دستم گله از تو نیست میدونم خودم اینو از تو خواستم به جون ستاره هامون تو عزیزتر از چشامی هر جا هستی خوب و خوش باش تا ابد بغض صدامی تو رو محض لحظه هامون نشه باورت یه وقتی که دوست ندارم اینو به خدا گفتم به سختی من اگه دوست نداشتم پای غم هات نمی موندم واست این همه ترانه از ته دل نمی خوندم اگه گفتم برو خوبم واسه این بود که می دیدم داری آب می شی ، می میری اینو از همه شنیدم دارم از دوریت می میرم ؛ تا کنار من نسوزی از دلم نمی ری عمرم نفسامی که هنوزی تو رو محض خیره هامون که نفس نفس خدا شد از همون لحظه که رفتی روحم از تنم جدا شد تو كه تنها نمي موني من تنها رو دعا كن خاطراتمو نگه دار اما دستامو رها كن دست تو اول عشق بپسرش به آخرين مرد مردي كه پشت يك ديوار واسه چشمات گريه مي كرد گريه مي كرد گريه مي كرد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 18:17 توسط حسین |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 17:58 توسط حسین |
|
|
یه نفر خوابش میاد و واسه ی خواب جا نداره
بچه ها سلام ... دنیا اینجوری هست دیگه .....تاوقتی بهتون سرمیزدم ....بهم سر میزدید اما الان که نیستم یکی نمیاد بگه تو مردی یا زنده یی...اشکال نداره .. تابوده همین بوده.....من قرار بود ننویسم دیگه ...اینم آخرین پست از منه ...اونم به اصرار حسین نوشتم.....ولی حسین گاهی وقت ها می اپه بدی ...خوبی دیدی حلال کنین...حسین تو رو خدا دیگه این پست خداحافظی رو حذف نکن....
راستی واسم زیاد دعاکنین ...آخه دستام به دستای یکی ...به دستاش که نه ...اما به نفسش اینجوری بسته شده ما یه داداش هم تو وبلاگ داشتیم(داینا) ما رو قابل ندونست به حرفامون جواب بده....همیشه خوب باشی و مهربون.... حسین بدی...خوبی ...دیدی .....ببین موفق و پیروز..... نسیم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 23:44 توسط حسین |
|
|
بارها گفتم:دوستم داری گفت:آری تا دیری خاموش بودم آخر از پای شکیب افتادم وگفتم:راست بگو تو راخواهم بخشید آیا دل به دیگری بسته ایی ؟ فریاد زدم راستش را بگو هر چه هست تو را خواهم بخشید واز گناهت هر چه سنگین خواهم گذشت
عاقبت پیش آمد وگفت:مرا ببخش دیگری را دوست دارم گفتم:حال که سالهاست تو به من دروغ گفتی اینبار من به تو دروغ گفتم تو را نخواهم بخشید
تو را نخواهم بخشید
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 21:27 توسط حسین |
|
|
پشت کدامین لحظه بن بست جا ماندی تا ببینی دختری اینجا می خواست در تنهایی خویش آسمانش را باتو قسمت کند؟؟؟؟ وسعت آسمان تو آنقدر بزرگ بود که حتی تجسم آسمان کوچک من در آن گم شد.... هیچ کس ندانست در بی پناهی شبهای بی ستاره ام چقدر لبان و قلبم پر از ستاره و دوستت دارم بود..... و من چقدر بر حقیقی بودنش برخود میبالیدم.... اما.............. شاید که دیگر مهم نیست که از تو گلایه کنم...... دیگر از خدایم هم نخواهم پرسید که چرا سهم من از این همه سکوت و گذشت و عشقی بی آلایش چیزی جز سرکوب غرور سنگسار احساس و منطقهای بی دلیل نبود؟؟؟....... من میروم تا در پس ستارگان خاموش خویش گم شوم بی آنکه تو را در آسمان کوچکم گم کنم....... و دیگر هرگز از تو نخواهم پرسید که چــــــــــــرا وسعت آسمان تو آنقدر بزرگ بود که حتی تجسم آسمان کوچک من در آن گم شد؟؟... دیگر هرگز نخواهم پرسید چــــــــرا..................
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 17:46 توسط حسین |
|
|
آواز عاشقانه ي ما در گلو شكست حق با سكوت بود ، صدا در گلو شكست ديگر دلم هواي سرودن نمي كند تنها بهانه ما در گلو شكست سر بسته ماند بغض گره خورده در دلم آن گريه هاي عقده گشا در گلو شكست اي داد كس به داد دل باغ دل نداد اي واي هاي هاي عزا در گلو شكست آن روزهاي خوب كه ديديم خواب بود خوابم پريد و خاطره ها در گلو شكست بادا مباد گشت و مبادا به باد رفت آيا ز ياد رفت و چرا در گلو شكست فرصت گذشت و حرف دلم نا تمام ماند نفرين و آفرين و دعا در گلو شكست تا آمدم كه با تو خداحافظي كنم بغضم امان نداد و خدا ... در گلو شكست........ یادته...نسیم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 23:12 توسط حسین |
|
سلامم را می نویسم تا زحمت گشودن لبهایت را برای پاسخش نبینم نکند لبهای نازنینت را برای پاسخ گفتن به سلامم از هم بگشایی اما از روی اجبار نازنین من می شود بگویی با چه زبان بگویم که پروانه پریشان نگاهم هنوز هم این نیلوفری شمع مهربانی های توست من التماس کدام گلدان را بکنم که لطافت شمعدانیهای صورتش را به پای حقارت واژه های بی تقصیرم بریزد برگها بیشتر از آدما قدر تو را می دانند و من بیشتر از برگها
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 17:38 توسط حسین |
|
|
به جون تو عاشقی بد دردیهدل عاشقو شکستن هم به خدا نامردیه عاشقم عاشقونه تو این دل دیوونه پای تو در میونه دل میبری سرسریاز دلی که میبری چقد ساده میگذری بریده شد امونم به لب رسیده جونم هی از خودت نرونم
خوش داری میگذرونی بسه نامهربونی الهی در نمونی به جون تو عاشقی بد دردیهدل عاشقو شکستن هم به خدا نامردیه عاشق ترین عاشق روزگارمبرای داشتن تو بیقرارم به فکر من حتی یه ذره نیستی ببین هواتو همه جوره دارم نزن به جون عاشق من آتیش روز به روز عاشقترم از روز پیش من نفسم میره واسه نگاهت از همه بیشتر میخوامت خداییش دوستت دارم زیادنگو دلت نمیخواد خدا رو خوش نمیاد به جون تو عاشقی بد دردیهدل عاشقو شکستن هم
به خدا نامردیه به خدا نامردیه |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 16:4 توسط حسین |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 16:38 توسط حسین |
|
من صبورم اما . . . به خدا دست خودم نيست اگر می رنجم يا اگر شادی زيبای تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم . من صبورم اما . . . چقدر با همه ی عاشقيم محزونم ! و به ياد همه ی خاطره های گل سرخ مثل يک شبنم افتاده ز غم مغمومم . من صبورم اما . . . بی دليل از قفس کهنه ی شب می ترسم بی دليل از همه ی تيرگی تلخ غروب و چراغی که تو را ، از شب متروک دلم دور کند. . . می ترسم . من صبورم اما . . . آه . . . اين بغض گران صبر نمی داند چيست !!!!
هرگز دستي را نگير وقتي قصد شکستن قلبش رو داري* هرگز نگو براي هميشه وقتي ميدوني جدا ميشي* هرگز نگو دوست داري اگر حقيقتا به آن اهميت نميدي* درباره احساست سخن نگو اگر واقعا وجود ندارد* هرگز به چشماني نگاه نکن وقتي قصد دروغ گفتن داري* هرگز سلامي نده وقتي ميدوني خداحافظي در پيشه* به کسي نگو تنها اوست وقتي در فکرت به ديگري فکر ميکني* قلبي را قفل نکن وقتي کليدش رو نداري* و کسي رو که دوست داري به اين آسوني ها از دست نده...وقتی اینقد دوسش داری
نسیم |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 22:49 توسط حسین |
|
|
دیگه عاشق شدن ناز کشیدنفایده نداره نداره دیگه دنبال آهو دویدنفایده نداره نداره چرا این درو و اون در می زنی ای دل غافلدیگه ناز خریدنو ناز کشیدنفایده نداره نداره ای دل دیگه بال وپر نداری داری پیر میشی و خبر نداری ای دل دیگه بال وپر نداری عاشق شدی و خبر نداریوقتی ای دل به چشمون غزل خون می رسیخودتو نگه دار وقتی ای دل به گیسوی پریشون می رسی خودتو نگه دار عزیزخودتو نگه دار عزیزخودتو نگه دار............ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 18:9 توسط حسین |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 17:5 توسط حسین |
|
|
سلام ...بچه ها....این حسین..خیلی منو اذیت می کنه تو رو خدا یه کم نصیحتش کنین..... من دلم که همینجوریش گرفته ...اونم همش اذیت می کنه ای خدا......... ایشالا با یاری برو بچ سر راه ..میاریمش....اول خدا بعد هم شما
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 0:50 توسط حسین |
|
|
اگه بگم که قول می دم تا هميشه باهات باشم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 21:55 توسط حسین |
|
|
من تا رو تا بینهایت میپرسدیدم ولی تو هرگز نفهمیدی التماست کردمو در خود شکستم غرورمو بازم نفهمیدی عاشق نبودی تا که بفهمی دردمو احساسمو هرگز نخواستی تا که ببینی ناله های قلبمو دلمو شکستی برو دلمو شکستی برو برو دیگه نه نمی خوامت دلمو شکستی برو دلمو شکستی برو فقط اینه جوابت بروبرو دیگه نه نمی خوامت دلمو شکستی فقط اینه جوابت بروبرو دیگه نه نمی خوامت به پای تو نشستم از عشقت مسته مستم دلمو شکستی اما هنوز عاشقت هستم از یاد من نمیری مردم از این اسیری چیکار کنم که امروز از عشق من تو سیری دلمو شکستی برو دلمو شکستی برو برو دیگه نه نمی خوامت فقط اینه جوابت بروبرو دیگه نه نمی خوامت
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 23:16 توسط حسین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
گاهی آرزو می کنم کاش هرگز نمی دیدمت تا امروز غم ندیدنت را بخورم!! کاش خندهات اونقدر قشنگ نبودتا امروز آرزوی دیدن اونو داشته باشم کاش چشمای نازت به چشمام خیره نمی شد تا امروز چشمای من به یاداون لحظه ها بهونه بگیرن و اشک بریزن کاش حرفهای دلم رو بهت نگفته بودم تا امروز به خود بگویم .........آخه اون که می دونست من چقد دوسش دارم....
|
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 |
|
RSS
|